دلم گرفته
از توی اد لیست سه رقمیه من فقط یکی انلاینه اونم خودمم
این شد گفتیم بیایم چند خطی اینجا زر بزنیم ببینیم کسی ان می شه![]()
آخر های تابستونه.......
اول مهر تو راهه و از تلویزیون مدام برام آهنگ پخش می کنن:"مدرسه مدرسه مدرسه ها باز شده سوی عاطفه ها"
دیگه دیدم زیادی دارن می خونن یه تماسی گرفتم گفتم میدونم مدرسه داره باز می شه اینقد یاد اوری نکنین
اینه دیگه حالا هی بزنین تو سر ما عاطفه های مملکت
همینه عاطفه ها میرن معتاد می شن
ای پدر ها مادرها معلم ها بچه ها بزرگسالان کودکان ونوجوانان خوبین؟سلامتین؟
منم خوبم ....شکر خدا
حالا برین بشینین تا دوباره صداتون کنم
حالا مدرسه ها رو بیخیال قصه ی عشق جدید من رو داشته باش
عشق اینجانب و ممل کپل
ما باهم تفاهم کامل داشتیم مثلا دوتامون بچه اول بودیم (کلا من با هرکی بچه اوله می سازم
)و به شدت به هم وابسته بودیم(هفته ای یه دفعه به زور با هم می چتیدیم
) و برای هم می مردیم(مخصوصا مملی با اون احساسات ظریفش
)
خلاصه روی لیلی ومجنون رو کم کرده بودیم تا اینکه این مملی به من گفت : پریسا به من تلیف بده...واینجا بود که به ذات مملی پی بردم
(چپ چپ نگاه نکن برای تاثیر گذاری بیشتر نوشتم)
واین شد که این دو گل بی خار از هم جدا شدند...(البته مملی ناخالصی داشتا ولی من بی خار بودم
)
خودمونیما من یه پا نویسندم...........![]()
نمی دونم چرا امشب اینقده با مزه شدم![]()
بوی گند مدرسه می آید......
می تونیم کاپیتان اسپارو رو نمونه ی همه ی دانش آموز فعال بدونیم که داره از دست معلم ها در می ره
چه معلم ها خوش تیپن!!!!(چقد من نمک شدم!)![]()
حکایت کاپیتان اسپارو حکایت ماس دیگه
خیر سرش دوساش اومده بودن نجاتش بدن گندش در میاد هر کدومشون برا یه منفعت شخصی اومده بودن
ما هم جو گرفتمون گفتیم بذار ببینیم چند نفر به خاطر خودمون میان وبلاگمون که دوستان حسابی بنده رو شرمنده کردن![]()
یه خسته نباشید ![]()
من دیگه کنکوری شدم................
حس خوبی دارم
نه ندارم
...هر کنکوری که در دوسه سال اخیر دیدم بهش گفتم خاک بر سرت تو هیچی نمی شی!! یه تضعیف روحیه ای کرده بودم که یکیشون رو تا پای خود کشی بردم
حالا همه ملت نشستن ببینن خودم با این همه ادعا
چه کاره حسنم!!اونم چهار چشی![]()
![]()
به ولای علی غلط کردم اینقد به پرو پاچم نپیچین میرم شوهر میکنماااااااااااااااااااااا
جونم براتون بگه در مسافرت شخص شخیص بنده یه گندی بالا اوردم که اون سرش نا پیدا به قول بابام مث حضرت الاغ تو گل گیر کردم
قضیه از این قراره که در یک بعد از ظهر دل انگیز در لاویج (یک ده در کوه)منتظر بودم تا برنامه ی عصر بخیر بچه ها شروع بشه که این امیر الاغ(پسر عموم)می خواست سگا بازی کنه خلاصه نزاع بالا گرفت بنده هم گفتم بچه حلال زاده به دائیش میره(دائیش دیوونس
)خلاصهاین زن عموی شارلاتان ما اینو شنید و زد زیر گریه و ننه من غریبم بازی در اوردن....حالا اینا زیاد مهم نیس.مهم اینه که امیر می خواد تولد بگیره من دعوت نیستم![]()
برای این که از فضای دراماتیکی که هنر نویسندگی من در ذهنتون به وجود اومد بیرون بیاین براتون یه جوک می گم
به ترکه می گن اگه اسهال بهت دست داد تو چی کار می کنی؟
میگه خب منم باهاش دست می دم![]()
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالم از بعضی ادما به هم می خوره ....نمی گم ادم خوبیم اما نامرد نیستم خوشبختی خودم رو با بدبختی یه کس دیگه به دست نمیارم ...می دونم نمی خونی می دونم اما می نویسم تا شاید یه روزی یه جایی یکی دیگه هم همین چرت و پرت ها رو بهت گفت.اخه از جون ایکس چی می خوای؟تو که زندگیش رو به گند کشیدی.تو که هنوزم با گذشت این همه مدت دست از سرش بر نمی داری.خیر سرت یه زمانی براش می مردی.اومده بوداینجا تااستراحت کنه کنار کسایی که واقعا دوسش داشتن واقعا واقعا اما اینجا هم دست از سرش بر نمی داری چرا تنهاش نمی ذاری بابا به مقدساتت قسم (هرچند دین وایمونیم برات نمونده)دیگه دوست نداره تورو نمی خواد.می دونم برات سخته اما این رو بفهم .تنهاش بذار.............
مطمئن باش دوست داشتنی رو که تو نتونستی بهش بدی یا نخواستی که بدی ما با همه ی وجودمون بهش می دیم...
سلام به همه به جز پویا....
یه چند وقتی نبودیم دیدیم آمار خودکشی زده بالا گفتیم نذاریم این ملت فرهیخته بزنن خودشون رو ناک اوت کنن
(حیفن به خدا)
در ابتدای برگشتنم جا داره از پویا جان تشکر کنم که حتی یک بارم نیومدن ببینن مردیم زنده ایم
باز خوبه داداشمه![]()
بچه ها من یه تصمیم خیلی اساسی در زندگیم گرفتم
به شما هم توصیه می کنم از این تصمیم ها بگیرین حال میده
فک کردم خوب میشه من یه تکونی به خودم بدم یعنی یه تکون مثبت
مثلا پاشم برم دست
شویی
مثلا تابستونه.....
بعد از یه روز کاری که چه عرض کنم فوق کاری
وقتی تا ان ا... الیه راجعون دو ثانیه فاصله داری
برمیگردی خونه و می بینی مامان جان برا خودشون زیر شلواری پارتی راه انداختن
می خوای با یه چکش بزنی تو سر خودت
که چرا وقتی شانس قسمت می کردن تو با ابکش رفته بودی؟
با منگنه چشمات رو تا ساعت ۲ باز نگه می داری
با هزار دوز وکلک چشمات رو می بندی که احیانا به قبای کسی برنخوره وقتی باز می کنی می بینی ملت قالت گذاشتن رفتن پیاده روی
(بالاخره باید مشخص بشه که با من نسبتی دارن
)با خیال راحت میای ادامه ی چرتت رو بدی که تلفن زنگ می زنه ایکس جان هستن: پریسا بیا با هم چت کنیم بخندیم(ای خدا!!!!!آخه کسی نیست به این گلابی بگه مگه گراهام بل کرم داشت تلفن رو اختراع کرد بعدشم مگه کرم داری می خوای دو نصف شب بخندی
)بعد از کمی فح
ش میری بخوابی تا میای بخوابی مامان جان بیدارت می کنن:مامان هنوز ساعت ۵ صبحه ها.:ااا پس حتما ساعت من خرابه!!!!
دیگه تصمیم گرفتیم نخوابیم
فردا صبح توی مدرسه:
ـخانم .... وضع موهات خیلی خرابه!
-آره باید شامپوم رو عوض کنم.
-خانم میگم موهات رو تو کن.
-ا خانم شما هستین
(کور رنگی گرفته بودم
)
سر همه کلاس ها که خواب بودم
ردیف جلو هم بودم تازه
از همین فرداس که بگن معتاد شدم![]()
........به نظرتون من خوش شانس نیستم
این مطلب دزدی می باشد اما نمی دونم از کجا....
دختر:خفه شو
پسر:جواب سلام واجبه![]()
دختر:خفه شو
پسر:حالتون چطوره؟![]()
دختر:خفه شو.
پسر:یعنی نمی خوای با من صحبت کنی؟![]()
دختر:خفه شو
پسر:میرم خودکشی می کنما![]()
دختر:خفه شو
پسر:موبایل داری؟![]()
دختر:۲۳۳۴خفه شو ۰۹۱۲
پسر:ای دی چی؟![]()
دختر:.........خفه شو
پسر:خب بیا با هم قدم بزنیم![]()
دختر:خفه شو
پسر:اگه این خفه شو رو بلد نبودی چی می گفتی؟![]()
دختر:خفه شو
پسر:ای بابا من که نمی خورمت ![]()
دختر:خفه شو
پسر:این تن بمیره بیا بریم خونه ی ما![]()
دختر:خفه شو
پسر:حداقل بریم ماشین سواری![]()
دختر:خفه شو
پسر:من عاشقت شدم![]()
دختر:خفه شو
پسر:خب بگو چی کار کنم؟![]()
دختر:خفه شو
...........
پسر:اصلا یه چیزی تو با من ازدواج می کنی؟![]()
دختر:آره ...کی؟![]()
پسر:خفه شو
چیزی که عوض داره گله نداره![]()
پیام اخلاقی...
-ای خدای بزرگ...کمکمان کن تا به خاطر اوریم آن کسی که دیشب در خیابان راه را بر ما بست...مادر تنهایی بود که بعد از نه ساعت کارمی رفت که با عجله به طرف خانه اش برود تا شام درست کند..به درس بچه ها برسد..رخت ها را بشوید..و چند دقیقه ی با ارزش را در کنار فرزندانش بگذراند.
پیام اخلاقی:از این به بعد در خیابان به همه راه بدهید بالاخره از این مادرهای تنها کم نیستن
با این کار صدای ماشین های پشت سرتون در میاد:-تازه گواهینامه گرفتی بزغاله(چه ملت با ادبن!)-تو باید بری سوار گاری بشی!(جای بحث داره)-مرتیکه نفهم..(سانسور می شود
)
خلاصه اینکه وقتی رسیدی خونه و لنگه کفشی نثارتون شد-تا این وقته شب کدوم گوری بودی؟؟؟؟
و شب رو مجبور شدین تریپ کارتون خوابی بیاین هرچی خدا یادتون اورده از یادتون میره!!!
-خدایا به یادمان بیاور آن ادم بی تفاوتی که هر روز در یک گوشه نشسته و گدایی می کند(در حالی که باید کار کند!!)اسیر اعتیادی است که ما فقط می توانیم در وحشتناک ترین کابوس های شبانه مان ببینیم!
پیام اخلاقی:هر روز بریم پارک قورباغه یه هفت هشت کیلو شیشه بخریم
و به هر گدایی رسیدیم یه ذره بهش بدیم و بهش بگیم : حالا فعلا اینو داشته باش
.اینطوری همه ی گداها معتاد می شن و توی زندان برا شما حکم قصاص می برن تازه متن تاثیر گذارتر می شه!!!
یا می تونی بری یه کیلو سیانول بخری بریزی توی غذا و به همه ی گدا ها بدی این طوری با یه تیر دونشون زدی هم تکدی گری رو و هم اعتیاد رو ریشه کن کردی ولی عاقبتش باز همون حکم قصاصه بهت چشمک می زنه(اشکالی نداره اینطوری آخرین باز مانده ی تیره ی ترناسک ها هم نابود می شه ..ملتم خلاص می شن
)




چیه فک کردی زیادی خودشیفته شدم...!!(